مراقب احساسات خود باشیم
مراقب احساسات خود باشیم
۱۳۹۶-۱۲-۱۴
فعالیت های نیمه اول سال 96
فعالیت‌های نیمه اول سال ۹۶ موسسه ماه شید خرد
۱۳۹۶-۱۲-۱۵
آموزش خالی از محتوا و کتابخانه های ماکتی

آموزشی خالی از محتوا و کتابخانه‌های ماکتی!

 

در میان تنوع موضوع رخدادهای موجود جامعه، جایگاه اندیشه و اندیشه ورزی بسیار حائز اهمیت است. رسالتی که تربیت و آموزش آن بر عهده نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی است. اما اینکه در این مسیر آموزش عالی ما چه می‌کند و چه بر سر آن می‌رود، نکته قابل تأمل این مقاله است. دکتر قانعی راد در پرسش از این وضعیت که «آموزش عالی ما به کجا می‌رود؟» به مواردی اشاره می‌کند که برخی از محورهای آن را در ذیل می‌بینید:

 

«آموزش عالی ایران «برای به جایی رفتن» و به ویژه برای آغازی تازه دچار محدودیت‌های متعددی است. برخی از این محدودیت‌های اساسی را با استفاده از تمثیلی زیستی می‌توان توضیح داد. بر اساس این تمثیل، اگر قرار است آموزش عالی به جایی برود در وهلۀ اول باید «چهار ستون بدنش سالم باشد». در شرایط کنونی، آموزش عالی ما پای رفتن ندارد زیرا به نهادهای بیرون از خودش وابسته است؛ بنابراین با کدام پا می‌تواند جایی برود؟ نهادهای دیگر هستند که با تعیین سیاست‌ها و برنامه‌ها برایش تعیین می‌کنند کجا باید برود.

 

دوم، علاوه بر اینکه پا ندارد، عقل درست و حسابی هم ندارد: عقل درست و حسابی باید یک عقل منسجمی‌باشد تا بتواند تصمیم بگیرد به جایی برود؛ آموزش عالی ایران، عقل چندپاره دارد. بخشی از آن عقل چند پاره در شورای عالی انقلاب فرهنگی است، بخشی در مجمع تشخیص مصلحت است، بخشی در شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری است. بخشی در کمیسیون آموزش و تحقیقات است، بخشی در معاونت علمی‌و فناوری رئیس جمهور است، بخشی نزد مشاور علمی‌و فناوری رئیس جمهور است، و یک کمی‌از آن هم پیشِ وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و در دانشگاه‌ها. هرکدام از این نهادها و افراد هم برای خودشان دعاوی متمایز و ناهمگونی دارند؛ این عقل دچار چندپارگی شده و نمی‌داند کجا برود. اگر بلند شود تا راه برود دچار تلو تلو می‌شود و به زمین می‌خورد. یک پاره عقل، دنبال اسلامی‌کردن آموزش عالی است و یکی دیگر دنبال تجاری کردن آن. یک سیاستگذار از بین المللی شدن آموزش عالی سخن می‌گوید و دیگری فقط از ارتباط با جهان اسلام.

 

سوم، این آموزش عالی عیالوار است و زن و بچه زیاد دارد. حدود ۲۷۰۰ دانشگاه و چهار میلیون دانشجو دارد. نزدیک صد هزار دانشجوی دکترا دارد؛ گاه در دانشگاه‌هایی که استادش را ندارد ولی دانشجویان، رسالۀ دکتری می‌نویسند؛ با نمره بسیار عالی دفاع هم می‌شود. خب کسی که عیالوار است باید فکر نان زن و بچه هم باشد، آموزش عالی فکر این است که بودجۀ دانشگاه‌ها را به لطایف الحیل حتی با فروش کالای نداشته یا مال غیر به دولت و صنعت و مردم و دانشجویان تأمین کند؛ حقوق استاد وکارمندش را بدهد، مخارج الزامی‌خوابگاه‌ها و تغذیه دانشجو را تأمین کند، بودجه اش را برساند.

 

چهارم اینکه آموزش عالی ایران نمی‌تواند جایی برود چون اخلاقش فاسد است و جایی راهش نمی‌دهند! دانشگاه و آموزش عالی ما دچار فساد علمی‌و پژوهشی است. یک نوع فاسدشدگی که نمی‌توان نادیده اش گرفت و از آن غفلت کرد. واقعاً برخی رخدادها در آموزش عالی شرم آور است، وقتی روبروی دانشگاه در میدان انقلاب حرکت می‌کنید از تبلیغات سمعی و بصری دربارۀ فروش پایان نامه و مقاله احساس شرم می‌کنید. فرایندی که از دانشگاه‌ها شروع شد و دامنش به «بنگاه‌های دانش بنیان تولید دانش» یا همان شرکت‌های تقلبی پایان نامه فروشی کشیده شد؛ بعضاً با کارگزاری اساتید و اعضای هیئت علمی، و به خصوص دانش آموختگان و دانشجویان دکترا.

 

پنجمین موضوع وابستگی آموزش عالی به اسطورۀ «شتاب علمی» است. اسطوره‌ها در ساختن رفتارهای فردی، نهادی و اجتماعی بسیار مؤثر هستند. تا موقعی که اسطوره شتاب علمی- به معنای رشد تعداد مقالات چاپ شده در هر سال نسبت به سال قبل- در آموزش عالی ایران وجود دارد. مدیران آموزش عالی فقط تلاش می‌کنند این شتاب را حفظ کنند.

آموزش عالی ایران به کجا می‌رود؟ اگر افق‌های تازه ای در برابر آموزش عالی ایران گشوده نشود، تداوم روند کنونی و همچنین قابل پیش بینی ترین مسیری که می‌توان از آیندۀ آن انتظار داشت چیزی نیست جز بیش از پیش مقاله نوشتن توسط کارگزاران نهادی که دارای پاهای بسته ای است، عقل بسامانی ندارد، عیالوار است و پول دوست، اخلاقش فاسد است و پاره ای شگرف از اهالی آن ابایی ندارند که اموال دیگران را به سرقت برند و در بازار تولید دانش به نام محصولات اورجینال خود به پول نزدیک کنند. این مسیر نامطلوبی است که جریان در حال رشدی در آموزش عالی ایران شتابان و سرخوش در پیش گرفته است!»

 

این تأمل بر کلام دکتر قانعی راد در کنار دو عکسی متفاوت، بیشتر جای بحث دارد؛ عکسی که گویای وضعیتی است که حاصل آن موقعیت‌های موجود در دانشگاه‌های جامعه اش است و عکس دیگر نیز در بیان از جامعه ای که در آن پژوهش در مسیر تربیت دانشجویان خود راه خود را می‌گشاید و بیش از ۷۰% پژوهش‌های جهان را از آن خود می‌کند. این واقعیت دارد که شما برای تربیت فرزند خود می‌بایست، ماهیگیری را آموزش دهید و نه گرفتن ماهی!

آموزش عالی ما کجا می‌رود؟! وقتی نه دست و پایی که هیچ عقلی بر آن نیست و هزار دایه مدعی تر از مادر بر آن است!

 

کلام کوتاه. کشوری فارغ از هر گونه دین و دیانتی برای ما از تسبیح و سجاده و صلوات شما جنس صادر کرده است تا امروز ماکت‌های کتاب که با قرار دادن آن در منزل‌های خود ادعای فضل و دانش کنیم! جامعه ای که در آن پایان نامه‌ها فروخته می‌شود و با نمره عالی به سرانجام می‌رسد! جامعه ای که در آن انگیزۀ دانشجویی به اندازه اعتبار مالی و ریالی است که خرج می‌کند! یا به اعتبار موقعیت حرفه ای او بستگی دارد. جامعه ای که در آن نه تنها فضیلت اخلاقی بهانه شد تا تخصص را زیر سوال ببرد که محتوا زیر لوای فرم گم شد.

در مقابل میل به دانش را در جامعه ای تصور کنید که در آن شما به جای عبور از کانال‌های پر رنگ و آب یا قرار دادن ماکتهای کتاب در محیط زندگی خود، از میان کتاب‌های واقعی با انواعی از موضوعات نو و اندیشه‌های انسان‌های جهان روبرو شوید!

آموزش و پرورش یا آموزش عالی ما به کجا می‌رود!؟ 

 

دکتر مهشید رضوی رضوانی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 3 =

//]]>