نامه دکتر بختیار به ژورنال بین المللی اناگرام
نامه دکتر بختیار به ژورنال بین المللی اناگرام – بخش اول
۱۳۹۶-۱۲-۰۶
ضمیر نیمه آگاه ما-2
ضمیر نیمه آگاه ما-بخش دوم
۱۳۹۶-۱۲-۰۸
نامه دکتر بختیار -2

نامه دکتر بختیار به ژورنال بین المللی اناگرام- بخش دوم

 

….

همان طور که در تحقیقات خود پیش می‌رفتم، دریافتم که بسیاری از اشخاص اصیلی که در مکتب روانشناسی سنّتی شفای اخلاق کار کرده اند، خود نیز ایرانی بوده اند. می‌توان نام چند نفر از آنها را به ترتیب تاریخی در اینجا ذکر کرد: محمّد ابن زکریای رازی، ابونصر فارابی، ابو یعقوب ابن مسکویه، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی، ابوحامد غزّالی، فخرالدیّن رازی، افضل الدّین کاشانی، جلال الدیّن رومی، نصیرالدّین طوسی، جلال الدّین دوانی، ملّا صدرا، محمد مهدی نراقی و حاج ملّا‌هادی سبزواری. امّا شاید بتوان گفت که مهمترین و تأثیرگذارترین افراد بر نه گانه، نصیرالدّین طوسی و مولانا بودند که در یک عصر می‌زیستند.

هر یک از این عالمان، فردی را توصیف می‌کند که به شفای اخلاق دست یافته و به این چهار فضیلت اصلی دست رسیده است: عفّت، شجاعت و حکمت در حالت اعتدال که در ادامه به عدالت منتهی خواهند شد که البتّه شخصی دیگر باید به وجود انصاف و عدالت در فرد اذعان کند.

ابوحامد غزّالی آیه ای از قرآن مجید را برمی‌شمارد که به این چهار فضیلت اصلی اشاره دارد: مؤمنان کسانی هستند که به خدا و پیامبر او ایمان آورده اند و دیگر شک نکرده اند (حکمت)، و با مال و جان خویش در راه خدا (شجاعت) جهاد کرده اند (عفّت) اینان راستگویانند (عادل). (سورۀ الحجرات، آیۀ ۱۵).

 

از سوی دیگر، اگر فردی از حالت توازن و تعادل خود خارج شده باشد، در هر یک از فضایل عفّت، شجاعت یا حکمت دچار افراط و تفریط بوده که این خود امکان رسیدن به عدل و عادل بودن را از او سلب می‌کند. این موضوع از شش امکان منفی رذایل اخلاقی پرده بر می‌دارد که برای هر یک از فضایل سه گانۀ عفّت، شجاعت و حکمت، دو رذیلت موجود است.

این خواجه نصیرالدّین طوسی بود که برای اوّلین بار توضیح داد که یک فضیلت هم بعد کیفی دارد و هم بعد کمّی و اگر تنها از افراط و تفریط یک فضیلت صحبت کنیم، به بعد کمّی آن چشم دوخته ایم. و این امر به معنای نادیده گرفتن بعد کیفی یک فضیلت است و این خود نشان از تباهی فضیلت دارد.

و حال پس از دوهزار سال رشد و شکوفایی و تأیید و تصدیق آیۀ قرآنی و کتاب اخلاق ناصری خواجه نصیرالدّین طوسی، نه گانه با در نظر گرفتن نُه امکان برای رذایل اخلاقی و سه امکان منفی برای هر یک از فضایل سه گانۀ عفّت، شجاعت و حکمت (۳*۳)، الگویی است ممکن.

در ادامه، نُه گانه در کتاب اوّل مثنوی معنویِ مولانا جلال الدّین بلخی و طیّ داستان مباحثۀ مرد بادیه نشین و همسرش مورد توجّه قرار می‌گیرد.

نامه دکتر بختیار

 

در کنار چهار فضیلت اصلی، دیگر عنصر اساسی نه گانه مفهوم سه بخش وجود است که در قرآن از آنها با نام نفس امّاره ( جذب شدن به لذّات / اجتناب از درد و رنج) و نفس ناطقه (عقل) یاد می‌شود.

نفس امّاره (بخشی از سیستم انگیزشی ما به همراه توانایی ما برای حرکت، اراده و اختیار و …) شامل قوای شهوانیه و غضبیه می‌شود و در علوم تربیتی و علم النّفس به عنوان بخشی از فلسفۀ سنّتی به آن می‌پردازند.

در قرآن به نفس ناطقه اشاره ای نشده، ولی به زعم ابوحامد غزّالی همان نفس مطمئنه یا عقل می‌باشد ( نگاه کنید به کتاب او “رسالت لدنی”). به علاوه، بخشی از سیستم شناختی ما که شامل احساس و شناخت می‌شود، به زعم قرآن ذهن (صدر)، نفس لوّامه (فواد) یا وجدان و نفس ملهمه (قلب) یا آگاهی نام دارد.

 

قوّۀ شهوانیه یا جذب شدن به لذّات، به عنوان جنبه ای از نفس امّارۀ ما بواسطۀ فضیلت عفّت به توازن و تعادل دست خواهد یافت. قوّۀ غضبیه به عنوان بخش دیگری از نفس امّارۀ ما از طریق فضیلت شجاعت به تعادل دست می‌یابد. عقل یا نفس مطمئنه نیز از طریق حکمت به تعادل دست خواهد یافت. هنگامی‌که هر سۀ این موارد به تعادل دست یافتند، به نقطۀ صفر در مرکز نه گانه دست خواهیم یافت و قابلیّت منصف و عادل بودن را خواهیم یافت.

تعامل عناصر موجود در چهار فضیلت اصلی و بخش‌های مختلف نفس و چگونگی حکمرانی عقل بر هواهای نفسانی، خواسته‌ها و اعمال ما روانشناسی پایه و شیوۀ مورد استفاده در سنّت بزرگ فتوّت در ایران است و خواننده ای که بواسطۀ کتاب حاضر از نماد نه گانه پرده بردارد، می‌تواند این سنّت را بشناسد و مهمتر از آن با حصول معرفت و با خواست خداوند آن را به صورت عملی مورد استفاده قرار دهد.

 

این سفر برای من سرشار از برکت روشن ضمیری و بصیرت بوده است که بابت آن از خداوند بزرگ سپاسگزارم. امید دارم دیگر مردم ایران زمین نیز دست به تحقیقات بیشتر زده و به پاسخ بسیاری از سوالاتی دست یابند که هنوز بی پاسخ باقی مانده اند. برای نمونه رابطۀ میان خواجه نصیرالدّین طوسی و مولانا جلال الدّین بلخی در منابع سنّتی ادبیات و تاریخ ایران چگونه است؟ آیا نمونه‌هایی از نماد نه گانه در منابع سنّتی پارسی وجود دارد؟ در کدام منابع و متون سنّتی طالع بینی و نجوم می‌توان شواهدی دالّ بر حرکت سیّارات زحل و مشتری یافت؟ آیا متون سنّتی علم حساب و هندسه دربارۀ توالی تکراری ارقام اعشاری اعداد ۱ تا ۶ که بر ۷ تقسیم می‌شوند، صحبت می‌کنند؟ آیا عالمان دیگری نیز بوده اند که در حوزۀ اخلاق دربارۀ چهار فضیلت اصلی سخن گفته باشند؟ به علاوه، امید من بر این است که همزمانی که عالمان ایرانی به دنبال یافتن پاسخ‌هایی برای پرسش دربارۀ این نظریه و نماد هستند، آنها و دیگران از نه گانۀ ایرانی در امور مشاوره نیز استفاده کنند تا به درک عمیق تری از این روانشناسی سنّتی قابل توجّه دست یابند که می‌تواند به شفای اخلاق منجر گردد.

 

و الله اعلم

لاله بختیار،

شیکاگو، ۲۰۱۸

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 4 =

//]]>