موسیقی هرگز متوقف نمی شود
کارگاه تحلیل فیلم موسیقی هرگز متوقف نمی‌شود
۱۳۹۶-۱۱-۱۷
مکانیزم های دفاعی در اناگرام
مکانیزم‌های دفاعی در اناگرام
۱۳۹۶-۱۱-۱۸
گالری فرمانفرما، دکتر مهشید رضوی رضوانی

کلامی‌از جنس دیگر!

اندیشه بهره مندی از منابع غنی و سرمایه‌های گرانبها در فرهنگ ایرانی، ذهن هر ایرانیِ فرهنگ دوستی را به خود جلب می‌کند. اینکه چگونه می‌توان از سرمایه‌های کهن خود بهترین بهره را برده و به نسل آینده منتقل کرد و چگونه می‌توان ارزش‌های غنی در فرهنگ خود را به خوبی در تربیت ذائقه عزیزانمان بنشانیم؟ و اندیشه و خلاقیت‌هایمان را در شکل دهی از این مسیر به کار بندیم؟ در این اندیشه همیشگی ام؛ این هفته خود را در گالری فرمانفرما یافتم؛ آن چه را آنجا می‌دیدم، در حقیقت بیان ایده ای بود که به زیبایی در کارهای دو هنرمند جوان، سولماز نراقی و ساجده شریفی دیده می‌شد. لحظه ورودم مصادف با لحظه ای شد که سولماز نراقی متنی از حکایت سیمرغ و مرغان را با بیانی شیوا قرائت می‌کرد و به توصیف مفهوم بینامتنی از متن و نقاشی بود… گویی بار دیگر نوای سیمرغ را در دشت نینوا به قلم می‌آوردم. تداوم این لذت با دیدن کارهای مشترک بین سولماز نراقی با ساجده شریفی همراه شد، هنگامی  که ساجده از نوع انسش با قرآن می‌گفت و می‌خواند و برای گرفتن عکس از یک سوژه ساعات زیادی به تماشای یک کشاورزِ هنرمند، یا هنرمندِ کشاورز جنوبی در کنار ساحل با ماسه‌های مرجانی مجسمه‌هایی را می‌ساخت و به نظاره می‌نشست تا امواج آنها را بشوید، ساجده به قرائت این آیه در دل می‌پرداخت: … و خواهید دید چگونه آنها را دوباره زنده خواهیم کرد.

پس از ساجده، این قلم پر آهنگ سولماز بود که آیت خدا را بر روی جنسی از چوب یا فلز می‌لغزاند و می‌غلطاند تا کلام زیبا را به یاری نام جمیل به نقاشی در آورد. این گونه تصویر، خط و کلام حق به هم می‌آمیختند و مخاطب را با خود می‌برد…

گویی نام‌های جمال و جلال خداوند، با روح زیباشناسانه این دو هنرمند در آمیخته بود تا اثر جان بگیرد.

براستی هنر و هنرمند کیست و چه می‌کند؟ و گالری چیست و چه نقشی برای ما در زندگی می‌آفریند؟ موضوع پرسشی در ذهنم گشت تا از دکتر فرمانفرما سوال کنم. استاد دانشگاه و هیئت علمی  در حوزه فرهنگ؛ کسی که با رنگ و قلم مانوس است. آنچه در ذیل می‌آید پاسخ جامعی است که ایشان داده اند:

«گالری در حقیقت یک پل ارتباطی مخاطب و هنرمند است و در این روند ارتباطی، کار توزیع، اثر هنری بر عهده گالری است. اگر گالری دار واسط هنرمند و مصرف کننده، نقش خود را به درستی انجام دهد، می‌تواند منتقل کننده بیان ایده هنرمند باشد و این انتقال بیان، زبان گفتگو مابین مخاطب و هنرمند می‌شود، که به نوعی پیوند دهنده خالقان هنر از یک سو و دریافت کنندگان آن از سوی دیگر باشد.

جدا از مقوله معرفی هنرمند به جامعه هنری، او با گروه‌های متنوعی از مخاطبان مواجهه است به نظر من فراگیری دانش یکی از دلایل عمده بازدید مردم از گالری‌های هنری است. که در این مورد گالری می‌تواند نقش ذائقه سازی و ارتقای سواد بصری مخاطب را نیز داشته باشد. هر چقدر گالری بتواند ذائقه هنری و درک بصری مخاطبین را ارتقا دهد، می‌تواند در تربیت شهروند فرهنگی نقش داشته باشد و از آنجایی که شهروندان فرهنگی مسئولیت اجتماعی و درک و دریافت تعاملات اجتماعی بیشتری دارند می‌توانند جامعه را به سمت فرهنگ متعالی تری پیش ببرند، پس نقش گالری خیلی کلان تر از یک فعالیت صرفا اقتصادی و نمایشی است و این نقش می‌تواند در چشم انداز یک شهر خلاق کاملا تأثیرگذار باشد.

نقش دیگر گالری نقش اجتماعی آن است که می‌تواند در گسترش سرمایه اجتماعی افراد این حوزه بسیار تأثیرگذار باشد. حضور مخاطبان در نشست‌ها و گردهمایی‌ها و افتتاحیه‌ها منتهی به ورود به شبکه ای از افراد علاقمند به حوزه هنری و فرهنگی می‌شود. پس گالری مکانی برای ایجاد شکل گیری این شبکه اجتماعی می‌شود که می‌تواند ارتباط بین هنرمندان و این شبکه‌های اجتماعی را گسترده تر و غنی تر کند.

بعد دیگر بعد اقتصادی است که شامل اقتصاد هنر می‌شود که هم برای هنرمند و هم برای توسعه اقتصادی کشور می‌تواند مؤثر باشد مانند صادرات هنری که توسعه اقتصادی را در بر دارد. عدم کارکرد مناسب گالری‌ها، سطح سلیقه مخاطبان را کاهش داده و این امر نهایتأ موجب تضعیف و کاهش درآمد هنرمندان اصیل و پیشرو می‌گردد.

از جنبه کالبدی و شهری، مطمئناً حضور بازدیدکنندگان فرهنگی در منطقه شهری گالری باعث به وجود آمدن یک محیط فرهنگی برای محله یا شهری که گالری در آن واقع شده می‌شود. در واقع توسعه کالبدی گالری می‌تواند به توسعه کالبدی شهر هم منجر شود و ارتباط قوی‌تری را میان مردم شهر ایجاد کند.

یکی دیگر از کارهایی که گالری در ابعاد فرهنگی انجام می‌دهد ایجاد تکثر فرهنگی و ارائه انواع فرهنگ است و ایجاد برخورد متنوع از فرهنگ‌های متفاوت و تعامل در آنها است.

بعد فرهنگی گالری‌ها به ارتقا سلیقه خوب، شیوه و راه و رسم پسندیده، پذیرش آثار سطح بالای فرهنگی منجر می‌گردد که در این صورت افراد جامعه با داشتن این سرمایه‌های فرهنگی که به مصرف فرهنگ و هنر متعالی منجر می‌شود جامعه را به سمت دموکراتیزاسیون فرهنگی هدایت می‌نمایند».

در توضیح از نقش گالری دار در روند تاریخی و اجتماعی هنر دکتر فرمانفرما اضافه کردند:

«هنرمند زمانی کارش به پایان می‌رسد که در جریان دید مخاطبین و منقدین قرار گیرد. هنرمندی که اثر تولید می‌کند ولی اثر تولید شده را در معرض نمایش قرار نمی‌دهد ممکن است تحولی در کارش صورت نگیرد ولی آرتیستی که کارش را به نمایش می‌گذارد این سیر تحول را بیشتر خواهد داشت، به این دلیل که بازخوردهای مخاطبین و منتقدین را در کارهایشان لحاظ می‌کنند. پس این یک حرکت یک سو نیست یعنی فقط هنرمند نیست که به مخاطب پیامی  می‌دهد بلکه مخاطب هم با نقد خودش پیام‌هایی را به هنرمند می‌رساند این حرکت دوسویه در مخاطبین منجر به تفکر عمیق می‌شود و این تفکرات موجب تغییر در نگرش آنها خواهد شد. و این پل ارتباطی توسط گالری دار ایجاد می‌شود. گالری دار می‌تواند این حرکت‌ها و تولیدات هنرمندان را سمت و سو دهد که در حالت ایده آل و بلندمدت منجر به جنبش هنری شود.

هم چنین گالری دارها به نوعی آثار هنری دوره فعالیت خود را مستند سازی می‌کنند. کاتالوگ‌ها، نمایش‌ها، نشست‌ها، اخبار گالری توسط گالری دار منجر به ایجاد خوراک برای کار منتقدین می‌گردد که نهایتا نقدهای آنها مستند سازی می‌شود و چراغ راهی هم برای آیندگان می‌گردد».

و در توضیح ویژگی‌های لازم یک گالری دار و مشکلاتی که با آن روبرو است ایشان ادامه دادند:

«تجربه، تخصص و دانش در این حوزه خیلی لازم است، و طبعا سرمایه اقتصادی هم.

از آنجاییکه در زمینه اقتصادی نمی‌توان خیلی سریع به سوددهی رسید، بنابراین باید دارای اندوخته مالی باشد. که بتوان به پای آن صبوری به خرج دهد. ارتباطات، سرمایه اجتماعی و روابط عمومی  در گالری داری خیلی موثر است البته باید این سوال را از گالری دارهای با تجربه تر هم پرسید چون من در این راه تازه کار هستم.

گالری داری دارای پیچیده گی‌های زیادی است و در ضمن دارای ماهیت پرورشی است که باید در آن مخاطب و هنرمند را همزمان پرورش داد و شاید چون پرورش با ذات زنان بیشتر همسو است بنابراین در این حوزه بیشتر زنان مشغول فعالیت هستند و البته این به این معنی نیست که گالری داری یک شغل زنانه است، ما مردان موفق بسیاری در این حوزه داریم که خیلی هم تأثیرگذار بوده اند.

در توضیح مشکلات گالری دار، ابتدا بازگردیم روی چرخه مدیریت؛ یکی از وظایف مدیریت کار برنامه ریزی است و باید در این زمینه خیلی منعطف بود انعطاف در این امر خیلی مهم است. در بحث منابع انسانی چون با هنرمندان با روحیه حساس و ویژگی‌های روحی و روانی متفاوت در ارتباط هستیم این مقابله خیلی حساس است. از بعد مارکتینگ (بازار) بازریابی و مخاطبین بسیار محدود است و سلایق متفاوتی را باید پوشش داد. و این ظرافت امر پیچیده گی‌های زیادی دارد بنابراین مدیریت گالری یکی از سخت ترین کارها است. مبهم بودن قیمت و ارزش گذاری آثار هنری از معضلات این کار است. وضعیت ارتباطات بین المللی، اقتصاد جهانی و … هم می‌تواند بر روی کار گالری تأثیرگذار باشد. یکی دیگر از شاخص‌هایی که تأثیرگذار است مشارکت فرهنگی و مشارکت اجتماعی در کار گالری داری است. فعالیت‌های هنری بدون این مشارکت‌ها در نهایت فعالیت مثمر ثمری، نخواهد بود».

ایشان در پاسخ به این پرسش که آیا گالری توجیه اقتصادی برای خود گالری دار دارد، ادامه دادند:

«نقش بازار را در بقاء هنرمند می‌دانیم، به نظر من تمام بازوی اقتصاد هنر روی گردن گالری‌ها، حراج‌ها، بینال‌ها و آرت فرها است. در کشور ما سالها است که بینال‌ها برگزار نمی‌شوند. آرت فر نداریم و یک حراج بیشتر نداریم. بنابراین همین یک حراج و گالری دارها تعیین کننده اقتصاد هنر هستند و در نتیجه تمام فشار بازار را هم به نوعی مدیریت می‌کنند.

گالری دارای یک کسب و کار فرهنگی است در حالیکه مدیران تجارت به دنبال سودآوری اند پس برای رسیدن به هدف سودآوری کاملاً آشکار است که می‌توانند آن چه مصرف کنندگان می‌خواهند را عرضه نمایند اما ویژگی خاص مدیریت فرهنگی و هنری این است که پیش بینی خواسته‌های مصرف کنندگان بسیار سخت است چرا که مشخصه این بازار بی ثبات بودن تقاضا است. مدیران هنری می‌دانند که تعداد کمی  از محصولات آنها سودآوری زیادی خواهد داشت، و نیز این که نسبت متوسطی از آثار فروش متوسطی خواهند داشت. این هم قسمتی از کار فرهنگی است که در آن سود چشمگیری وجود ندارد. بنابراین اصولا کسانی به سمت این کار کشیده می‌شوند که علایق فرهنگی برایشان حائز اهمیت است وگرنه بنگاه کسب و کاری راه می‌انداختند و در دوره خیلی کوتاه تری ثمره بیشتری از فعالیتشان بدست می‌آوردند. در نهایت فقط لذت انجام این فعالیت هنری می‌تواند به رضایت و خشنودی منتهی شود.

البته از سوی دیگر افزایش تعداد مجموعه داران و گسترش مالی بازار هنر از عوامل رشد و توسعه این حوزه فعالیت هم وجود دارد چرا که امروزه هنر به منظور حوزه ای برای سرمایه گذاری به پناهگاهی امن تبدیل شده است که اینها می‌تواند امیدی را برای توسعه و رونق این بازار برای گالری داران به همراه داشته باشد».

آنچه گذشت، از نگاه یک استاد مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی است، گالری داری که می‌کوشد تا در همدلی با هنر، هنرمند و مخاطب آن، راهی در تربیت ذائقه‌های متعالی، در جامعه غنی ایرانی بگشاید. او در آغوشی باز از دو هنرمند کشورمان، ساجده و سولماز با آنها قدم بر می‌داشت تا دلسوزانه به آموزش و تربیت مدیران فرهنگ بپردازد.

دکتر مهشید رضوی رضوانی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + بیست =

//]]>