انگیزه های تیپ های شخصیتی در اناگرام - بخش سوم. محمدکاظم جاوید
انگیزه‌های تیپ‌های شخصیتی در اناگرام- بخش سوم
۱۳۹۶-۱۱-۱۴
چگونه از ضمیر خودآگاه برای تمرکز استفاده کنیم، دکتر مهشید رضوی رضوانی
چگونه از ضمیر خودآگاه خود برای تمرکز استفاده کنیم
۱۳۹۶-۱۱-۱۷
مشارکت اجتماعی، دکتر مهشید رضوی رضوانی

مشارکت اجتماعی

 

در مقالات پیشین به اهمیت روح جامعه، پیوستگی اجتماعی، نظم اجتماعی و همبستگی اجتماعی پرداخته شد تا بستر مناسبی برای مشارکت اجتماعی افراد جامعه باشد. مشارکت اجتماعی افراد صورت‌های متفاوتی در جوامع دارد و بدون شک رشد و تعالی هر نظام اجتماعی در پرتو همبستگی اجتماعی و مشارکت افراد آن جامعه میسر می‌گردد. جامعه شناسان ایجاد همبستگی و مشارکت اجتماعی عمومی‌جامعه را ناشی از عواملی چون اعتقادات و احساسات مشترک و تعادل و هماهنگی میان باورها و ارزش‌ها می‌دانند و عامل اصلی واگرایی انسانها نسبت به مشارکت اجتماعی شان را ناشی از جدال و ستیز و کمبود امکانات مادی تلقی می‌کنند.

 

انسان یک موجود ذاتاً اجتماعی است. این جمله به این معنی است که انسان نیازمند ارتباط با دیگران است و در این ارتباط مفهوم مشارکت نیز شکل می‌گیرد. حیات اجتماعی انسان نیز به مشارکت اجتماعی او با همنوعانش وابسته است، انسان از همان ابتدای زندگی خود برای تأمین نیازهای خویش به تعاون و همکاری با دیگران نیاز داشته و در طول تاریخ، مشارکت اجتماعی در نظام‌های سیاسی یکی از مهم ترین مباحث محسوب می‌شده است. مشارکت اجتماعی فرایندی است که از طریق آن، شخصیت اجتماعی انسانها شکل می‌گیرد و آنان را برای انجام کارهای مشترک گروهی آماده می‌سازد. مشارکت امری است که می‌تواند در ساحت‌های گوناگون از جمله همکاری سازگاری، پذیرش، همبستگی، همیاری، یکپارچگی و تعامل تحقق یابد. انسجام و وحدت اعضای جامعه، از جمله مهمترین عواملی هستند که موفقیت آنها را تضمین می‌کند و جامعه را به سوی رشد و تعالی سوق می‌دهد. از سوی دیگر تفرقه و پراکندگی موجب زوال و انحطاط است.

 

مشارکت بخش جوهری و اساسی رشد انسان و توسعه اعتماد به خود، ابتکار، سربلندی، فعالیت، مسئولیت‌پذیری و تعاون اجتماعی است. بدون چنین توسعه و تحولی در درون مردم تلاش و اقدام برای امحای فقر و توسعه نیافتگی، اگر غیرممکن نباشد، دست‌کم با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد بود» (بورکلی، ۱۹۹۶: ۵۶).

به‌ نظر گائوتری، «مشارکت‌ فرایندی ‌اجتماعی، عمومی، یکپارچه، چندگانه، چندبعدی ‌و چندفرهنگی ‌است‌که‌ هدف ‌آن ‌کشاندن ‌همه ‌مردم ‌به ‌ایفای ‌نقش ‌در همه ‌مراحل‌ توسعه ‌است» (ازکیا و غفاری، ۱۳۸۳: ۲۹۰).

مشارکت اجتماعی درکنار حوزه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و … قرار می‌گیرد. در تعریف مشارکت اجتماعی گفته شده است: «مشارکت اجتماعی عبارت است از شرکت آگاهانه، ارادی، خودانگیخته و هدفمند گروهها و افراد در فرآیندها و امور اجتماعی جامعه به منظور تسهیم و نقش داشتن در کارها، تسهیل و تسریع امور جامعه و بهره برداری از نتایج آنها و کمک به اهداف توسعه اجتماعی جامعه» (انصاری، ۱۳۸۳ :۶۲)

 

لوئیس کریزبرگ نظریه‌های متعدد سه منشأ اساسی را برای نارضایتی تعیین می‌کند؛ این سه منشأ از منظر و دیدگاه‌های متعدد موضوع نارضایتی را بررسی کرده اند، اما اجمالاً بر این نکته وفاق دارند که منشأ نارضایتی را، که مخرب مشارکت افراد است، باید در نابرابریها و ارزیابی ناشی از آن جستجو کرد. این سه نگرش متفاوت را می‌توان به این شرح دسته بندی کرد:

اولین نگرش، بر اهمیت محرومیت به طور مطلق در افراد و میزان آن تأکید می‌کند.

نگرش دوم، بر سطوح ناسازگاری بین موقعیت‌های متفاوتی تأکید دارد که افراد در زندگی اجتماعی خود با آن مواجه اند.

نگرش سوم، به تغییراتی اشاره دارد که در طول زمان در آنچه مردم دارند و آنچه تصور می‌کنند باید داشته باشند، اتفاق می‌افتد (کریزبرگ، ۱۹۷۳).

 

مشارکت اجتماعی سازمان یافته، فرایندی آگاهانه، داوطلبانه، جمعی و مبتنی بر برنامه و اهداف مشخصی است که به عنوان فعالیتی اجتماعی- اقتصادی در قالب انجمن‌ها، گروه‌ها و سازمان‌های محلی و غیردولتی است.

درخصوص مشارکت دو نوع نظریه وجود دارد؛

اول نظریه‌هایی که از دیدگاه شناختی ریشه در اندیشه‌های ماکس وبر دارند.

در این نظریه‌ها به سیستم اعتقادات، باورها، گرایش‌ها و اندیشه‌های فرد تاکید می‌شود. فرضیه مهم این نظریه عبارت است از این که اگر مشارکت به عنوان یک کنش اجتماعی در نظر گرفته شود این کنش برخاسته از وجوه فرهنگی هر جامعه است و تحت عناصر گوناگون در سیستم فرهنگی جامعه می‌باشد.

در واقع هنگامی  که میزان مشارکت فرد یا تمایل فرد برای مشارکت درجامعه کم است ریشه آن به سیستم دیدگاه‌های جامعه و فرد در خصوص فرهنگ، باورها و تصوری که فرد به محیط پیرامون خود دارد، بر می‌گردد. یعنی یک نوع بی قدرتی و احساس بی قدرتی در فرد به وجود می‌آید که خود عامل مهمی  برای کاهش مشارکت افراد می‌باشد. افرادی که احساس بی قدرتی می‌کنند، اعتماد به نفس خود را نیز از دست می‌دهند و احساس می‌کنند که حضور و عدم حضور آنها در فرآیندهای اجتماعی تأثیری ندارد، لذا در عرصه اجتماع کمتر فعالیت مشارکتی دارند.

 

دسته دوم نظریات، بر جنبه رفتاری تأکید دارند و به سود و زیان مشارکت می‌پردازند، یعنی پاداش‌ها و مجازات‌هایی که در قبال انجام یک رفتار نصیب یک شخص می‌شود تعیین کننده ادامه رفتار او و میزان مشارکت او می‌باشد. به عبارت دیگر برای این افراد این امر مهم است که در قبال انجام دادن رفتار و یا مشارکت جامعه چقدر آنها را تنبیه می‌کند یا پاداش می‌دهد. لذا این نوع مشارکت‌ها در حیطه نظریات مبادله و روانشناسی اجتماعی جای می‌گیرند.

بنیادی ترین اندیشه زیر ساخت مشارکت پذیرش اصل برابری مردم است و هدف از آن همفکری، همکاری و تشریک مساعی افراد در جهت بهبود کمیت و کیفیت زندگی در تمامی‌زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.

مشارکت را به گونه‌هایی چون مشارکت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و روانی تقسیم می‌نمایند، هرچند که تفکیک دقیق آنها به دلیل درهم تنیدگی، همپوشی و مکمل یکدیگر واقع شدن چندان امکان پذیر نمی‌باشد، اما در مقام شناخت و تحلیل می‌تواند سودمند باشد.

 

مشارکت در شکل گیری سامانه نظام سیاسی و اداره آن امری مسلم و اجتناب ناپذیر است و اساساً بدون مشارکت عمومی  و مردمی، امکان توسعه، رشد و تعالی یک کشور امکان پذیر نیست. از بعد اجتماعی نیز وحدت و همبستگی عمومی  نقش به سزایی در تثبیت هر نظام اجتماعی دارد، چرا که جوامع بشری تنها در سایه همبستگی اجتماعی است که می‌توانند به روابط و تعاملات روزمرّه زندگی خویش بپردازند، زبان یکدیگر را درک کنند، واکنش‌های دیگران را پیش بینی نمایند و برای آینده زندگی خود برنامه داشته باشند. از این رو، می‌توان گفت به هر میزان انسجام اجتماعی، وحدت و همبستگی ملی و علاقه مندی ملتی در مسیر حرکت به سوی اهداف مورد نظر یک نظام، یعنی توسعه پایدار، مشابه و همگرایانه باشد، چنین ملتی به راحتی و سریع تر از حد انتظار به اهداف و آرمان‌های متعالی و چشم اندازهای بلند مدت ترسیم شده از سوی رهبران خود خواهند رسید. 

ملتی که دارای همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی  است و از وحدت، یک دلی، یک رنگی و همدلی بهره می‌برد، به راحتی با مشارکت عمومی  شهروندان خویش به تحقق اهداف متعالی نظام خویش دست خواهد یافت.

 

دکتر مهشید رضوی رضوانی

 

منابع

انصاری، حمید (۱۳۸۳) نظریه‌های مشارکت، جزوه درسی کارشناسی‌ارشد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

ازکیا، مصطفی و غلامرضا غفاری (۱۳۸۰) «بررسی رابطه بین انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی سازمان یافته روستاییان در نواحی روستایی شهر کاشان»، مجله اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال نهم، شماره ۳۶۵٫

Kerisberg. Lous(1973) Sociology of social conflict. Printice-Hall Publication, New Jercy.

Burkely, Stan(1996) people first a guide to self-reliant participatory Rural development. London: zedbooks 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 5 =

//]]>