مدیریت و اناگرام- مدیریت تیپ 6
مدیریت و اناگرام- بخش هفتم
۱۳۹۶-۰۹-۲۵
نقش ناخودآگاه در بهبود زندگی-1
نقش ناخودآگاه در بهبود زندگی- بخش اول
۱۳۹۶-۰۹-۲۸
روح جامعه

روح جامعه

 

در مقاله پیشین مفهوم جامعه از نگاه دورکیم بررسی گردید و مطرح شد که جوامع از دیدگاه دورکیم به دو دستۀ جوامع مکانیکی و ارگانیکی تقسیم می‌شود. یکپارچگی و همسانی بین افراد جامعه، عدم وجود تفاوت طبقاتی، عدم تقسیم شغل و وظایف، فرهنگ مشترک، ارزش‌های مشترک و همبستگی عمومی‌از ویژگی‌های جوامع مکانیکی می‌باشد. در جوامع ارگانیکی، تنوع فرهنگی، تورم قانون، تکثر ارزش‌ها، چند گونگی وظایف و تفاوت‌های طبقاتی مشهود می‌باشد. نمونه ای از این دو را می‌توان در جوامع ساده روستایی صنعتی شهرهای بزرگ دید.

 

دورکیم جامعه را به مثابه موجود زنده‌ای می‌داند که افراد و اجزا آن همگی در حال خدمت به کلیتی هستند که بقای سیستم را تداوم می‌بخشد. از این نظر دورکیم در کنار دیگر کارکردگرایان انسجام‌گرا مثل کنت و اسپنسر قرار می‌گیرد. این کلیت که دورکیم از آن تحت عنوان وجدان جمعی یاد می‌کند، تنها حاصل تجمع ظاهری افراد جامعه نیست. بلکه چیزی جدای آن‌ها است که هرگاه لازم باشد به مثابه عاملی خارجی، خود را بر تک تک افراد جامعه تحمیل می‌کند. لزوم این تحمیل و نظارت اجتماعی به تصویری بر می‌گردد که دورکیم از انسان متصور می‌شود. او انسان را موجودی می‌داند با علائق و آرزوهای نامحدود و سیری‌ناپذیر. (تنهایی؛ ۱۳۲) دورکیم این تحمیل و نظارت را توسط مفهومی‌با عنوان وجدان جمعی مطرح می‌کند.

 

‎نخستین فکر اصلی دورکیم به مفهوم وجدان جمعی مربوط می‌شود. وجدان جمعی عبارت است از «مجموعه‌ی باورها، و احساسات مشترک در بین اعضای یک جامعه». به نظر دورکیم، این مجموعه دستگاه معینی را تشکیل می‌دهد که دارای حیات خاص خودش است. چگونگی گسترش و نیروی وجدان جمعی به تفاوت جوامع بستگی دارد. در جوامعی که همبستگی مکانیکی مسلط است، وجدان جمعی بزرگترین بخش وجدان‌های فردی را در بر می‌گیرد. در جوامعی که تمایزهای اجتماعی بین افراد ظاهر می‌شود هرکس آزاد است در مقدار زیادی از اوضاع و احوال به دلخواه خویش فکر کند، بخواهد یا عمل کند. دورکیم در کارهای بعدی اش ایده وسیع و بی‌شکل وجدان جمعی را کنار گذاشته و روح جمعی را مطرح کرد. روح جمعی به هنجارها و ارزش‌های اجتماعات خاص مانند خانواده، گروه‌های شغلی، دولت، نهادهای آموزشی و مذهبی گفته می‌شود. (ریتزر؛ ۱۳۷۳)

از نظر شلر، روح جامعه در اسطوره‌ها، زبان و در مکتب بازنمایی می‌شود. جامعه توسط کاربرد زبان، نسبت به خودش آگاه ‌شده و اسطوره‌های متفاوت را برای شکل دادن به خود، ارائه می‌دهد. روح جامعه مربوط به روحیۀ عام فرهنگی است. بنابراین جامعه از طریق مکتب، اسطوره‌ها، زبان و عناصر مختلف، خود را پیدا می‌کند. افراد از طریق فرآیند جامعه‌ پذیری، جزئی از روح جامعه می‌شوند. در ذهن‌ گروه، جهان‌بینی تصنعی و ساختگی وجود دارد؛ برخلاف روح ‌گروه که جهان‌بینی طبیعی دارد. این انتقال فرهنگ در میان توده ‌ها و عامۀ مردم از طریق آموزش صورت می‌گیرد. براساس مکتب شلری، بین ذهن‌ گروه و روح‌ گروه، جامعه در مرحله دیگر نیز از خودش آگاه می‌شود که آن، در علوم و فلسفه است. با توجه به این‌ که جامعه ‌شناسی متعلق به ذهن ‌گروه است، می‌توان جامعه‌شناسی را ذهن جامعه دانست. جامعه در جامعه‌ شناسی نسبت به خود، آگاه می‌شود و به خود می‌اندیشد. (قانعی راد،۱۳۸۸).

 

‎دکتر قانعی راد جامعه را یک انسان کبیر می‌شناسد که حیات دارد و این حیات، از نظر دورکیم، از واقعیتی برخوردار است که می‌تواند خود را باز تولید کند و در عین حال، کاملاً مستقل است. در مورد سنت فلسفی غرب، مفاهیمی‌مانند روح قومی‌نیز توسط هگل به کار می‌رود. جامعه همان جسم است که دورکیم به آن مرفولوژی اجتماعی می‌گوید و روح جامعه، وجدان جمعی است که آگاهی جامعه را نسبت به خود تعیین می‌کند. در این وجدان جمعی، احساسات، بازنمایی‌های نمادین و بازنمایی‌های مفهومی‌وجود دارند. احساسات، نمادها، سنبل‌ها و مفاهیمی‌که در علم استفاده می‌کنیم، عناصر وجدان جمعی هستند. در وجدان جمعی، جامعه نسبت به خود، آگاه می‌شود. جامعه از طریق دین نیز نسبت به خود آگاه می‌شود؛ یعنی جامعه در دین به خودش می‌اندیشد و خود را به عنوان یک موجود زنده بازسازی و احیا می‌کند و در مقابل خطرات و بحران‌های اطراف، واکنش نشان می‌دهد. در واقع، دین وحدت جامعه و ویژگی ارگانیک جامعه را حفظ می‌کند و به بازنمایی آن می‌پردازد.

 

دکتر فراستخواه ذهن انسان‌ها را به نوک کوهی یخی تشبیه کرد که از آب بیرون است و آن چیز عظیمی‌که در پایین قرار دارد، روح و وجدان است.

جامعه ایرانی همیشه به داشتن وجدان عمومی‌قوی مشهور بوده است . این وجدان عمومی‌حاصل الگوهای ارزشی است که عمری بیش از دو هزاره بر آن گذشته است. جامعه یک موجود زنده است که اگر بخواهیم آن را بفهمیم، باید به روح آن رفته و از طریق زبان، فرهنگ، سمبل‌ها و نمادها، اسطوره‌ها و … به آن پی ببریم.

 

دکتر مرجان خودی


 

منابع:

‎ابوالحسن تنهایی، حسین (۱۳۷۴). درآمدی بر مکاتب و نظریه‌های جامعه‌شناسی. گناباد. نشر مرندیز: چاپ دوم.

ریتزر، جرج (۱۳۷۳). نظریه‌های جامعه‌شناسی. ترجمه احمدرضا غروی‌زاد. تهران. نشر ماجد.

قانعی راد محمد امین(۱۳۸۸). ذهن جامعه. میزگرد «جامعه شناسی: ذهن جامعه»

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه − 2 =

//]]>