دکتر مهشید رضوی، موسسه ماه شید خرد
مقدمه و پیشینه اناگرام
۱۳۹۶-۰۶-۱۱
دکتر مهشید رضوی، موسسه ماه شید خرد
نگاهی گذرا به فعالیت‌های موسسه «ماه شید خرد» در سالهای 92 تا 94
۱۳۹۶-۰۷-۱۲
دکتر مهشید رضوی، موسسه ماه شید خرد

باز خوانی واقعه عاشورا با الهام از رساله الطیر سهروردی

 

برخورداری از زبان اسطوره‌ها و نمادها همواره تاثیرات عمیقی در آموخته‌های هر فرهنگ دارد. مفهوم سیمرغ یکی از نمادهای عمیق در ریشه فرهنگ ایران است.

در این نوشتار تلاش شده است که واقعه عظیم کربلا با  برخورداری از مفهوم سیمرغ و سفر سیمرغ در رساله الطیر شهاب الدین سهروردی به گونه ای دیگر باز خوانی شود. این نوشتار با بهره گیری از قوانین تداعی و تشبیه بین واقعه کربلا و سفر سیمرغ در رساله الطیر و دخل و تصرف در داستان رساله الطیر، به مقصود این بازخوانی دست یافته است. اینگونه نگارنده بین دانش ادب و عرفان ایران که همراه با نمادهای فرهنگ غنی شیعی است، و این واقعه مهم تاریخی، عاشورا را به نحو زیبا شناسانه باز خوانی می‌کند. در عین حال که سیر معنوی اولیای خدا باز خوانی شده است، نمادها که حضور کمرنگی در زندگی داشته اند، مجددا به زندگی و تعامل مجدد با انسان وارد می‌شوند. در نتیجه متن ضمن بیان گونه‌هایی از بهره برداری منابع فرهنگی، در وجوه مختلف به بیان فرهنگ غنی سیر و سلوک اولیای خدا، بویژه واقعه عاشورا می‌پردازد… .

داستان رساله الطیر درباره سرنوشت تعدادی پرنده است که گرفتار دام صیادان شده ­اند. سهروردی در این داستان به چگونگی تلاش مرغان برای نجات خویش اشاره می‌­کند. این کتاب، سفر روحانی انسان را از جایگاه اصلی خود به عالم صورت، و اینکه چگونه تعلقات مادی می‌­تواند مانع شوق انسان به مبداء روحانی او گردد، بیان می­ کند.

سیمرغ، مرغ افسانه ای است که در ادب عرفانی بسیار به کار رفته و اگر چه معانی مختلفی از آن اراده کرده ­اند، ولی عمدتاً معنای انسان کاملاز آن افاده می­ شود.

در بخشی از مقاله با عنوان سیمرغ در دشت نینوا آمده است:

… غوغایی در این صحرا برپا است، سیمرغ بالهای خود را بر هم می‌زند و مرغانی به گرد او آمدند و او لب به سخن گشوده است  «… ای حقیقت جویان بدانید که بسیاری برگشتند و اندکی ماندند، از این اندک نیز معدود افرادی بمانند. الهی تو میدانی هم اکنون صیادان در پی ما آمده اند و این راه را باید رفت…»

…  سیمرغ  از یک سو مرغان همسفر را به سفر آسمانی توجه می‌داد و از سوی دیگر، صیادان را بیش از پیش به آگاهی می‌خواند و می‌گفت : آیا اندکی بر آنچه می‌کنید تامل می‌کنید…؟

مرغان با خون خویش راه می­گشودند و به پیش می­ رفتند، لیکن سیمرغ که جان یک به یکشان را به آغوش گرفت، خود به میدانی شتافت که جانهای ایشان در دل داشت… تیغ بر گلوگاه سیمرغ کشید و اینگونه خورشید به غروب نشست …

… سیمرغ و مرغان که جان بر کف آن صحرا گذاشته بودند، حال به دیار دیگر شتافته بودند و اکنون دیده بان حضرت ملک، آن‌ها را به حجره ای رساند و…

 

برای دسترسی به متن کامل مقاله می‌توانید فایل pdf آن را در زیر دانلود و مطالعه کنید.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + 9 =

//]]>